شناخت یک جریان 1
به نام خدا
پس از مدت ها می خواهم در اندیشه گرایی مطلبی بنویسم و دوباره به عرصه سیاسی اجتماعی برگردم . دلیل اینکه نزدیک به یک سال چیزی ننوشتم این بود که فضای مجازی پر شده بود از دروغ ، تهمت ، ریا و ناجوانمردی . هیچ صدایی جز صدای هوچیگران شنیده نمی شد و فریاد امثال بنده در این سر و صداها گم بود . سالی که گذشت سالی بود که به دلیل اختلاف میان نظرات سیاسی مردم و لجاجت ذاتی ما ایرانیان هیچکس به سخن دیگری توجه نمی کرد و فقط از موضع خودش سخن می گفت . اما امروز فضا روشن تر شده است ، آفتاب طلوع کرده و دیگر بحث عدم شناسایی و فریب خوردگی نیست . هر کسی راهش را می شناسد و به سوی آن حرکت می کند . درست و اشتباهش را هم پذیرفته و انتخابش صرف جوّ حاکم بر سیاست نیست ، من در این دوره می خواهم بنویسم گرچه وظیفه بود همان وقت می نوشتم نه امروز . می خواهم از عواملی بگویم که ریشه حوادث پیش آمده سال گذشته بود . برخی ها فکر می کنند صرفن باید به افراد یا گروه های خاصی اشاره کرد و آنها را کوبید ولی یک پرسش باقی می ماند ؛ اگر افراد را کوبیدیم و از جریان ها غافل شدیم باز هم راه را برای مه آلود شدن فضای کشور باز نکرده ایم ؟ بنده نه سر صحبتی با مهندس موسوی دارم نه با دکتر احمدی نژاد ؛ از جریان ها می گویم . . . چون سخن طولانی است در چند بخش خواهم نوشت ، هر بخش مربوط به دوره ای سرنوشت ساز و تاثیر گذار بر این روند است .
دور نخست انتخابات 84
در آغاز باید چند کلمه ای درباره دولت آخر اصلاحات و شرایط آن زمان صحبت کنم . در زمان دولت های هفتم و هشتم رویه اصلی در واقع ایجاد فضای باز سیاسی ، رشد شاخص های اجتماعی و فرهنگی بود . در این میان یک حلقه مغفول وجود داشت که نگذاشت هیچوقت زنجیر اصلاحات یکسره شود و آن هم اقتصاد بود . گفتمان اصلی اصلاحات فقط سیاسی و اجتماعی بود و به صراحت از عدم پردازش به اقتصاد می گفتند . در این دو دولت به هیچ وجه رشد اقتصادی و دستاورد خاصی از نظر اقتصادی مشاهده نشد و فقط تلاش می شد که بخش اقتصاد اگر دارای رشد نیست حداقل دارای ثبات باشد و تغییرات ناگهانی در آن رخ ندهد که آن هم با شرایط حاکم بر کشور کم و بیش میسر نبود . بزرگترین دستاورد اقتصادی این دولت به زعم خودش پذیرفته شدن مشروط ایران به عنوان عضو سازمان تجارت جهانی بود . در این دوران به دو مقوله رفرم سیاسی با شعار "فتح سنگر به سنگر مواضع نظام" و رفرم مذهبی در قالب آزادی های اجتماعی بیشتر پرداخته شد . هر چند این جریان برخاسته از افرادی وابسته و متهد به این نظام بود ولی کم کم در طی سالیان و حوادث مختلف یکایک مواضع این جریان به دست افرادی افتاد که با نام "اصلاح طلبان افراطی" شناخته می شدند . این گروه که حلقه نه چندان بزرگی از نخبگان سیاسی و دانشگاهی کشور بودند در واقع معتقد به هیچگونه سازشی نبوده و در نظر داشتند با هر چیزی که از نظر آنان مبانی جریان را به خطر می انداخت به مخالفت بپردازند حتا آن چیزی که در نظر مردم مقدس پنداشته می شد . البته زمینه این جریان در دوران حاکمیت کارگزاران که فقط روند رشد و تکمیل سازندگی را در نظر داشته و از بخش فرهنگ و اجتماع به کل غافل شده بودند گذاشته شده بود و اذهان کم و بیش پذیرای دیدگاه های اصلاح طلبانه این افراد بود . خلاصه بگویم ، به دلیل اینکه اقتصاد از شاخصه های اصلی زندگی مردم است و هر مقوله دیگری (بجز برای برخی افراد و دیدگاه ها) در درجه دوم توجه آنها خواهد بود ؛ دولت اصلاحات با همه محبوبیتش نزد قشر متوسط و بدنه دانشگاهی کشور نتوانست اقشار ضعیف اجتماع که بخش وسیعی از مردم را پوشش می داد به خود جذب کند چون عملن سیاست و فرهنگ برای این قشر در درجه های بعدی توجه قرار دارند . در میانه دولت هشتم شورای شهر از دست اصلاحات خارج و به دست گروهی با افکاری تازه افتاد . در اواخر این دولت بود که مجلس نیز به دست اصولگرایان و میانه روها افتاد . کم کم جریان حاکم بوی شکست در انتخابات ریاست جمهوری را نیز استشمام می کرد و می دانست که روند نفوذ و رشد آنها دیگر به پایان رسیده است . در همین راستا بود که می خواست با همه قدرت خود وارد عرصه انتخابات شود ، معین ، کروبی و هاشمی سه نامزد این گروه بودند هرچند هاشمی خود را اصلاح طلب نمی دانست ولی تفکرات مشابه اش با آنها غیرقابل انکار بود . جریان همه توان خود را بکار بسته بود ، حتا رضایت به حضور فردی مثل هاشمی داده بود که گاهی با آنها اختلاف نظرهای عمیق داشت . روند تخریب چهره ها از این زمان و با نامزدی افرادی چون احمدی نژاد و قالیباف آغاز شد ، چنان تخریب چهره ای درباره قالیباف صورت گرفت که در میان راه تبلیغات روشن شد هرگز نمی تواند در این انتخابات نتیجه ای کسب کند . دومین شخصی که مورد هجمه شدید و تبلیغات سوء قرار گرفت محمود احمدی نژاد بود . حتا برای تخریب او دست به شایعه پراکنی های خنده داری زدند از قبیل جدا کردن پیاده روها به صورت زنانه و مردانه و الزامی کردن ریش و چادر در ادارات ! آنها می دانستند که شعارهای جذاب احمدی نژاد در رابطه با عدالت و برابری و همچنین تحول بزرگ در فرهنگ و اقتصاد پس از آن دوره انحطاط فرهنگی ، رشد کند اقتصادی ، التهاب اجتماعی ناشی از زیر پا گذاشتن ارزش ها و در مقابل نرسیدن به اهداف جریان می تواند آرا مردم را به سوی او بکشاند و جریان را به شکست کامل بکشد پس از هر راهی دست به تخریب وی زدند ، دولت هم مستقیم و غیر مستقیم به این روند کمک می کرد . به هر صورت دوره تبلیغات گذشت و مرحله انتخاب آغاز شد . اینجا بود که دولت وقت با "تخلفی بزرگ و عامدانه" بنیان همه کج فهمی ها و ناآگاهی های پس از انتخابات آن دوره و دوره بعد را گذاشت . زمانی که در 28 خرداد 84 آرا به صورت پله ای اعلام می شدند به عمد نام استان هایی که محمود احمدی نژاد در آنها رای آورده بود قرائت نمی شد با اینکه رای شماری این استان ها پایان یافته یا بیشتر شهرهایشان تکمیل شده بود . در نتیجه مهدی کروبی پس از اکبر هاشمی رفسنجانی در رده دوم قرار گرفته و این ذهنیت پدید آمد که این دو به دور دوم انتخابات خواهند رفت . اما در طی روند اعلام آرا چند ساعت توقف بوجود آمد که باعث اعتراض برخی از افراد شد ، در این میان هیچ نتیجه ای اعلام نشده و در این زمینه کسی اطلاع رسانی نمی کرد . فقط غلامحسین الهام که سخنگوی شورای نظارت بر انتخابات بود درباره نتایج واقعی انتخابات اظهار نظر کوتاهی کرد که به شدت با او برخورد شد و او را ممنوع المصاحبه کردند . پروژه در حال تکمیل شدن بود پس وقت آن رسید که نتایج اعلام شود ، زمانی که مردم منتظر شنیدن نتیجه از قبل حک شده در ذهن شان بودند ناگهان با اعلام آرا شوک زده شدند . بله محمود احمدی نژاد با افزوده شدن 4 میلیون رای به آرایش در طی چند ساعت ! به رده دوم رسیده و کروبی را کنار گذاشته بود . شاید یادتان باشد جمله کروبی در این زمینه را . . . این "مهندسی اعلام آرا" زمینه ای بود برای استفاده های آینده . . . ادامه دارد .





